شمارهٔ ۱۸۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و ارادت به خداوند صحبت میکند. شاعر بیان میکند که هرجا که بندهای باشد، خداوند نیز حضور دارد و تمام موجودات جهان به نوعی تحت تأثیر او هستند. خاک و آسمان، همه در برابر عظمت خداوند شرمندهاند و هیچ چیز نمیتواند از مهر او جدا باشد. شاعر به زیبایی به محال بودن جدایی از عشق الهی اشاره میکند و در آخر میگوید که اگر کسی از واعظ یا بندهاش بپرسد، آن بنده زار و خسته و در عین حال زنده است و همه زندگیاش به عشق خداوند وابسته است.
واعظ دل شده هرجا که بود بنده اوستذره دور است ز خورشید، ولی زنده اوست
هوش مصنوعی: پنددهنده و راهنمای قلب در هر جا که باشد، بنده اوست. هرچند که ذرهای از خورشید فاصله دارد، اما همچنان زنده و حیاتبخش است.
خاک از ژاله عرقناک و، سپهر از انجمفرش تا عرش سراپا همه شرمنده اوست
هوش مصنوعی: زمین از باران نرم و خنک مرطوب است و آسمان از ستارهها تا عرش بالا، همه در برابر او شرمنده و خجالتزدهاند.
ای زمین زاده، مکش بر در حق گردن عجبکآسمان نیز باین قدر، سرافگنده اوست
هوش مصنوعی: ای فرزند زمین، با خودخواهی و غرور به درگاه حق نه نزدیک شو، زیرا آسمان نیز با این همه عظمت، خود را در برابر او حقیر میداند.
چون گلی کان شود از باد پریشان دیگرزآن دل، آرام محالست که برکنده اوست
هوش مصنوعی: وقتی گلی که به خاطر وزش باد بیقرار شده، دیگر نمیتواند آرامش خود را به دست آورد، زیرا این دل که از او جدا شده، آرامشاش ممکن نیست.
آتش غم بدلم پرتوی از مهر وی استدود سودا بسرم، سایه پاینده اوست
هوش مصنوعی: غم من چون آتش در قلبم میسوزد و این سوزش، نشان از محبت او دارد. دود اندیشههای فرسایندهام، نشانهای از حضور دائمی او در زندگیام است.
اگر از واعظ بی نام و نشان میپرسیزار او، خسته او، کشته او، زنده اوست
هوش مصنوعی: اگر از سخنران ناشناسی درباره حال و وضعیت او بپرسی، متوجه میشوی که او در حال زار و رنجیدهای است، اما در عین حال زندگیاش ادامه دارد.