شمارهٔ ۴۶۵
هوش مصنوعی: این شعر به تأملات عاقلانه نسبت به زندگی و جهان میپردازد. شاعر به بررسی مرگ و بیهوشی دولت میپردازد و قدرت و عظمت را به شیون و اندوه تبدیل میکند. او اشاره دارد که اوضاع دنیا همیشه تغییرپذیر است و هر اقدام به رفتن و گذراندن زمان تعبیر میشود. لبها و رفتارها نیز در برابر دیگران باید به دقت بررسی شوند، چرا که در دنیای شایسته و نامآور، هر رفتار و گفتاری معنادار است. همچنین شاعر میگوید که عزلت و آسایش درک نمیشود و افرادی که در جستجوی آن هستند، نادان محسوب میشوند. او در آخر تاكيد میکند که وقتی از گناه و عذاب در رنج است، باید به خود و عواقب اعمالش عاقلانه نگاه کند.
بیهوشی دولت را، مردن شمرد عاقلآوازه رفعت را، شیون شمرد عاقل
هوش مصنوعی: عاقل وضعیت بیهوشی را به عنوان یک نوع مرگ میبیند و بلندپروازی و عظمت را تنها به عنوان یک زاری و شیون تلقی میکند.
اوضاع جهان دایم، مانند نفس باشدهرآمد کاری را، رفتن شمرد عاقل
هوش مصنوعی: وضعیت دنیا همیشه تغییر میکند، مانند نفس که دائم در حال رفت و آمد است. هر کاری که انجام میشود، عاقلانه است که آن را به حساب آورد و پایانش را هم در نظر گیرد.
لب چون بطلب جنبد، در پیش کسان، آن رابر شمع نکو نامی، دامن شمرد عاقل
هوش مصنوعی: اگر لبها حرکت کنند و با کسانی صحبت کنند، عاقل آن را به مانند دامن زیبا و شمعی با نام نیک میداند.
آسایش عزلت را، گفتیم و، نفهمیدنداین مرتبه جویان را، کودن شمرد عاقل
هوش مصنوعی: ما از آرامش دوری و انزوا سخن گفتیم، اما کسانی که به دنبال خوشی و لذت هستند، این را درک نکردند و در نظر فرد عاقل، این افراد جاهل و نادان به نظر میرسند.
در راه حذر جویی، تنگست ز بس فرصتهر سودن مژگان را، خفتن شمرد عاقل
هوش مصنوعی: در مسیر احتیاط و دوری از خطر، فضا به اندازهای محدود است که فرصت هر گونه کار ناپسند و غفلت را کم کرده است و در این حالت، انسان عاقل خوابیدن و بیتحرکی را به جای فعالیتهای ناپسند، انتخاب میکند.
چون غرق عرق گردم، از شرم گنه واعظز آسیب عذاب آن را، جوشن شمرد عاقل
هوش مصنوعی: وقتی که به شدت عرق میکنم، از شرم گناهی که واعظ دربارهاش صحبت میکند، احساس درد میکنم. عاقل در این شرایط به مانند یک زره به خود میپوشاندم تا از عذاب آن آزار نبیند.