غزل شمارهٔ ۱۸۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره میکند و میگوید که وجود او در این جهان، تاثیر خاصی بر زمانه دارد. خانه حسن به خاطر زیبایی معشوق آباد و دلپذیر است. باد شب به زلف او عطر میافشاند و جان شاعر که دور از معشوق است، سرودههای دیگری را میسراید. شاعر آرزو میکند که معشوق هرگز به او نزدیک نشود، زیرا نمیتواند به وصال او برسد. او به وضعیت خوشبختی اشاره میکند و میگوید که هیچ سلطانی به اندازه آرزوی معشوق خوشبخت نیست. در نهایت، خاقانی بیان میکند که حتی در آسمان نیز نام و یاد معشوق وجود دارد.
آن کو چو تو دلربای داردبر فرق زمانه پای دارد
هوش مصنوعی: کسی که زیبایی و جذابیتی چون تو دارد، در برابر زمان و تغییرات آن ثابت و پایدار است.
سخت آباد است خانهٔ حسنتا روی تو کدخدای دارد
هوش مصنوعی: خانهٔ حسن به شدت آباد و سرسبز است، زیرا بر روی تو، که میتوانی حاکم و کدخدای آنجا باشی، تأثیرگذار است.
خوش عطاری است باد شبگیرتا زلف تو مشکسای دارد
هوش مصنوعی: باد شبانگاهی عطر دلانگیزی دارد که به خاطر زیبایی و جذابیت زلف توست.
جان کز تو در این مقام دور استآهنگِ دگر سرای دارد
هوش مصنوعی: جان من که به دور از توست، حالا آرزوی زندگی در جای دیگری را دارد.
هیهات که روی دلربایتبا ما به وصال رای دارد
هوش مصنوعی: ای کاش که روی دلربایت به ما عشق و نزدیکی نشان دهد!
سلطان سعادت آنچنان نیستکهاندیشهٔ هر گدای دارد
هوش مصنوعی: سلطان خوشبختی به سادگی و در عین حال پیچیدگی نیست که هر کسی بتواند دربارهاش فکر کند.
خاقانی از آسمان گذشته استتا خاک در تو جای دارد
هوش مصنوعی: خاقانی به اوج بلندی دست یافته و به آسمان رفته است، اما همچنان تو در دل خاک جای داری و وجودت به زمین وابسته است.