غزل شمارهٔ ۲۶۲
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به بیان عشق و عمیقترین احساسات خود میپردازد. او از خطرات و مشکلات عشق بیمی ندارد و تنها بر عشق و زیبایی معشوق خود تمرکز میکند. در حالی که به شدت عاشق است، حتی وقتی به خطرات فکر میکند، آن را نادیده میگیرد. آرزو دارد که تنها یک بوسه از معشوق بگیرد و میگوید که این آرزو برایش کافی است. دلش را تسکین میدهد که اصلاً به جدایی و سختی فکر نکند و بر عشق متمرکز باشد. در نهایت، میخواهد که همه چیز را فدای عشق کند و بر درگاه معشوق سر فرود آورد.
در عشق ز تیغ و سر نیندیشمدر کوی تو از خطر نیندیشم
هوش مصنوعی: در عشق به خطر و آسیب فکر نمیکنم، چون در کوی تو برایم هیچ چیز مهم نیست.
در دست تو چون به دستخون ماندماز شش در تو گذر نیندیشم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی در کنار تو هستم و به تو نزدیک میشوم، به هیچ چیز دیگری فکر نمیکنم و تمام حواسم به تو معطوف است.
پروانهٔ عشقم اوفتان خیزانکز آتش تیزْ پَر نیندیشم
هوش مصنوعی: عشق من همچون پروانهای است که با وجود شعلههای سوزان، همواره در حال پرواز و حرکت است و من به هیچ چیز جز این عشق نمیاندیشم.
یک بوسه ز پایت آرزو دارمجان تو که بیشتر نیندیشم
هوش مصنوعی: من آرزو دارم فقط یک بوسه از پایت داشته باشم و دیگر بیشتر از این به جان تو نیندیشم.
این آرزویم ببخش و جان بستانتا آرزوی دگر نیندیشم
هوش مصنوعی: من از تو خواهش میکنم که این آرزو را به من ببخشی و جانم را بگیری تا دیگر به آرزوی دیگری فکر نکنم.
با دل گفتم که ترک جان کردیدل گفت کز این قدر نیندیشم
هوش مصنوعی: با دل صحبت کردم و گفتم که چرا جان را ترک کردی. دل پاسخ داد که من از این مسائل چندان نگرانی ندارم.
گفتم که دلا ز جان نیندیشیگفتا که حق است اگر نیندیشم
هوش مصنوعی: گفتم که ای دل، از جان خود نگران نباشی. او پاسخ داد که اگر نگران نباشم، حق با توست.
خاقانیوار بر سر کویتسر بنْهم و هیچ درنیندیشم
هوش مصنوعی: با عشق و شوق به درگاه تو میرسم و هرگز به مسائل و مشکلاتی که ممکن است در ذهنم باشد، فکر نمیکنم.