تناجی
خاقانی شروانی

غزل شمارهٔ ۳۴۷

هر زمان بر جان من باری نهیوین دل غم‌خواره را خاری نهی
بس کم آزاری‌ نپندارم که تومهر بر چون منْ کم‌آزاری نهی
هر کجا بَرداری انگشت جفازود بر حرف وفاداری نهی
هیچت افتد که‌این دل دیوانه رااز سر رغبت سر و کاری نهی
پای اگر در کار من ننْهی به وصلدست شفقت بر سرم باری نهی
ور ببخشی بوسهٔ آخر به لطفمرهمی بر جان افگاری نهی
کار خاقانی بسازی زین قدرکار او را نام بی‌کاری نهی