رباعی شمارهٔ ۸۶
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عشق و دلباختگی سخن میگوید. شاعر از بت محبوبش یاد میکند که وجودش برای او ارزشمند و پر از سوداست، اما واقعیت او ممکن است نادرست یا کج باشد. شاعر در یک لحظهٔ خاص با خود میگوید که هرچه دلش بخواهد، حکم او بر دلش حاکم است و او پذیرفته که هرچه برای او تقدیر شود، همان درست و نیکوست.
آن بت که ز عشق او سرم پر سوداستنقش کژ او هیچ نمیگردد راست
هوش مصنوعی: آن معبودی که من به خاطر عشقش پر از شادی و آسودگی هستم، حتی اگر تصویرش نادرست و کج باشد، هیچگاه به حقیقت و درستی تبدیل نخواهد شد.
پیش آمد امروز مرا صبحدمیگفتم به دلم هرچه کنی حکم توراست
هوش مصنوعی: امروز صبح به خودم گفتم که هر چیزی که برای من پیش بیاید، حکم تو را دارد و باید آن را بپذیرم.