تناجی
خاقانی شروانی

رباعی شمارهٔ ۲۲۳

آن ماه به کشتی در و من در خطرمچون کشتی از آب دیده آسیمه سرم
ز آن باد کز او به شادی آرد خبرمچون آب بشیبم و چو کشتی بپرم