رباعی شمارهٔ ۲۴۵
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها از احساسات خود نسبت به معشوق صحبت میکند. او میگوید که در روزهای جدایی از معشوق، دلش پریشان و خسته است و تنها در شب، زمانی که به وصال میرسد، آرامش مییابد. به عبارتی، روزها سختی و مشقت را به همراه دارند، اما شبها با وجود معشوق، دل او آرام میگیرد.
روز از پی هجر تو بفرسود دلمشب در پی روز وصل نغنود دلم
هوش مصنوعی: روزها به خاطر دوری تو، دل من به شدت غمگین است و شبها که میگذرد، دل من به یاد وصال تو آرام و شاد نیست.
بس روز که چون روز روان بود دلمتا با تو شب شبی بیاسود دلم
هوش مصنوعی: روزهایی بوده که دلم مثل روز روشن و شاداب بود، اما زمانی که تو نبودنی، دلم در شب ناامیدی و آرامش نمییابد.