رباعی شمارهٔ ۲۵۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت زلف معشوق اشاره میکند و میگوید که این زلف دائماً در حال تکان خوردن است. او از دیوانگی و شیدایی خود به خاطر این زیبایی میگوید و به خاطر عشقش آرزو دارد که حتی اگر جانش در خطر باشد، باز هم با معشوق در ارتباط باشد. در واقع، عشق او چنان عمیق است که حاضر است هر خطر و ناراحتی را تحمل کند.
ای سلسلهٔ زلف تو یکسر جنباندیوانه شدم سلسله کمتر جنبان
هوش مصنوعی: ای زلفهای تو، وقتی تکان میخوری، دیوانهام میکنی؛ حالا اگر کمی کمتر تکان بخوری، شاید بتوانم خودم را کنترل کنم.
دارم سر آنکه با تو دربازم جانگر هست سر منت سری درجنبان
هوش مصنوعی: من در تلاش هستم که با تو در این گفتگو و تبادل احساسات، جانم را از سر عشق و محبت بسازم، حتی اگر برای این کار نیاز باشد تا سرم را به نشانه تو و برای تو به حرکت درآورم.