رباعی شمارهٔ ۲۷۵
هوش مصنوعی: در این شعر، خاقانی از دردهای پنهان خود میگوید و حالتی از خستگی و ناراحتی را توصیف میکند. او به مخاطب خود (که به او «ای جان» خطاب میکند) میگوید که جانش را به عنوان هدیه، و چشمش را به عنوان بشارت فرستاده و دلش را به قربان کرده است. این ابیات نشاندهنده عشق و فدایتاری اوست.
خاقانی اگرچه دارد از درد نهانجان خسته و دیده غرقه و دل بریان
هوش مصنوعی: خاقانی با وجود اینکه از دردی پنهان رنج میبرد و جانش خسته است، چشمانش پر از اشک و دلش دچار سوختگی است.
اینک سوی وصل تو فرستاد ای جانجان تحفه و دیده مژده و دل قربان
هوش مصنوعی: اکنون به سوی تو، ای جان جان، هدیه و مژدهای ارسال کردهام و قلبم را قربان تو کردهام.