رباعی شمارهٔ ۲۸۸
هوش مصنوعی: در این چند بیت شاعر آرزوی عمر و خوشی را دارد و از معشوقش میخواهد که با آمدن و وصالش، درد جدایی را از دل او بردارد. او همچنین به محبوب اشاره میکند که اگر تنها سایهای از وجودش بر روی چشمانش بیفتد، چقدر خوشحال میشود و در انتظار اوست.
کو عمر؟ که دادِ عیش بستانم از اوکو وصل؟ که دردِ هجر بنشانم از او
هوش مصنوعی: عمر کجاست که اجازه دهد از آن لذت ببرم؟ و کجاست وصلی که درد جدایی را برطرف کند؟
کو یار؟ که گر پای خیالش به مَثَلبر دیده نهد، دیده نگردانم از او
یار کو، که اگر پای خیالش بر چشمم بگذارد، دیده از او برنمیگیرم.