رباعی شمارهٔ ۲۹۰
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده هر روز با ناامیدی و آسیب جدیدی از سوی معشوق روبهرو میشود و صبرش به درد میآید. او در طول زندگیاش نتوانسته است حتی یک ذره از خوبیهای معشوق را مشاهده کند و از بیرحمی او رنج میبرد.
هر روز بود تو را جفایی نو نوتا جامهٔ صبر من بدرد جو جو
هر روز جفای تازهای از تو سر میزند تا جامهٔ شکیباییام را تکه تکه کند.
یک ذره ز نیکیت ندیدم همه عمربیرحم کسی تو، آزمودم، رو رو
در همه عمر یک ذره از تو نیکی ندیدم. برو! تو را آزمودم؛ آدم بی رحمی هستی.