رباعی شمارهٔ ۲۹۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای معشوق و عشق عمیق خود اشاره میکند. او در عین حال که به گل و زیبایی آن و همچنین پرندهای که در دستان معشوقش است، توجه دارد، خود را در برابر احساساتش به مِی (شراب) و سرمستی توصیف میکند. شاعر به نوعی نشان میدهد که از این پس زندگیاش در ارتباط با معشوقش روشنتر و زیباتر خواهد بود و آنها به نوعی یکی خواهند شد، به طوری که وجود هیچکدام از دیگری جدا نیست.
چشمم به گل است و مرغ دستان زن تومیلم به می است و رطل مرد افکن تو
هوش مصنوعی: چشمم به زبانی زیبا و دلانگیز است و دوست دارم روحی شاداب و زنده را به دست بیاورم. میخواهم لذت را تجربه کنم و از زیباییها بهرهمند شوم که تو به من هدیه میدهی.
زین پس من و صحرای دل روشن تومن چون تو و تو چون من و من بی من تو
هوش مصنوعی: از این به بعد من و بیابان دل تو در روشنایی تو خواهیم بود، من مانند تو و تو مانند من خواهی شد و من بدون تو هیچ نیستم.