شمارهٔ ۱۲۱ - در هنگام زیارت مدینهٔ منوره گفته و در آن خاک نهفته است
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شفاعت و فضل پیامبر (ص) و قدرت او در بازگرداندن ایمان اشاره میکند. او به این نکته میپردازد که حتی اگر کسی مرتد باشد، با شفاعت پیامبر میتواند به ایمان تازهای دست یابد. شاعر به اثر اشک و توبه و تلاش برای جلب رحمت الهی اشاره میکند و به تجلی عواطف و روحانیت در نزدیکی به درگاه الهی میپردازد. او تأکید میکند که با توبه و اخلاص، میتوان زندگی را دوباره تازه کرد و نزد خداوند مقبولیت یافت. در نهایت، نشان میدهد که شفاعت پیامبر سبب نو شدن عمر و ایمان انسانهاست و به آنها امید و زندگی دوباره میبخشد.
ای شفیع صد هزار امت چو خاقانی به حشربنده مرتد بود و بر دست تو ایمان تازه کرد
هوش مصنوعی: ای شفیع تمام امتها، زمانی که در روز قیامت بندهای که ایمانش سست شده بود، به واسطهی تو دوباره به ایمان و حقانیت رسید.
گر زبان او جنابت داشت از هر جانبیآن جنابت برگرفت اشکی که طوفان تازه کرد
هوش مصنوعی: اگر زبان او از آلودگی پاک میشد، از هر طرف آن آلودگی را کنار میزد و اشکی که طوفانی را به وجود آورد، میریخت.
چون زبان او به هفتاد آب خجلت شسته گشتبر درت هر هفتهای هفتاد دیوان تازه کرد
هوش مصنوعی: زمانی که زبان او با هفتاد نوع آب ننگ شسته و رسوا شده، برای تو هر هفته هفتاد کتاب جدید به ارمغان میآورد.
زین سفر مقصود امسالش تو بودستی نه حجکالامان گویان به درگاه آمد و جان تازه کرد
هوش مصنوعی: در این سفر، هدف تو بودی که به کمال برسید، نه فقط زیارت. در اینجا، کسانی که به درگاه میآیند، روح تازهای پیدا میکنند.
رفت زی کعبه که آرد کعبه را زی تو شفیعتاش بپذیری که او با توبه ایمان تازه کرد
هوش مصنوعی: رفته به کعبه تا شفاعت را از آنجا برای تو بیاورد، امیدوار است که با توبه، ایمانش را تازه کنی و او را بپذیری.
پیش کعبه نفس حسی بهر قربان هدیه بردپیش صدرت جان قدسی کشت و قربان تازه کرد
هوش مصنوعی: در نزد کعبه، نفسانی از خود را برای قربانی کردن هدیه میبرم و در مقابل مقام تو، جان پاکم را میکشم و قربانی تازهای را تقدیم میکنم.
این دو حرف از خون دل بنوشت و در خاکش نهفتنسخهٔ توبه است کز خوناب مژگان تاره کرد
هوش مصنوعی: این دو کلمه را با درد دل نوشتم و در خاک پنهان کردم، این نسخه توبهای است که از اشکهای چشمم به وجود آمده است.
پیش بالینت ز بس زرد آب کز مژگان بریختزعفران سود و حنوط شخص یاران تازه کرد
هوش مصنوعی: در کنار تخت تو به خاطر اشکهایی که مثل زعفران به زمین ریخته شده، چهره یاران تازهای زنده شده است.
پیشت از جان عود و ز دل عود سوزی کرده بودهم ز سوز سینه عطر عود سوزان تازه کرد
هوش مصنوعی: او قبل از این که جانش را به آتش بکشد، از دلش هم احساسی را بروز داده بود. به عنوان نتیجه، از سوزش سینهاش عطری تازه و دلنشین پدید آورده است.
تا به استسقای ابر رحمت آمد بر درتکشتزار عمر فانی را به باران تازه کرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که بارش باران رحمت بر در خانهات آغاز شود، مزرعه عمر زودگذر انسان با این باران تازه و سرسبز میشود.
عمر ضایع کردهای دارد ز تو چشم قبولکز قبول تو قبالهٔ عمر بتوان تازه کرد
هوش مصنوعی: در طول عمر خود، وقت را هدر دادهای و حالا امید به این داری که با پذیرش تو، بتوانی زندگیات را دوباره تازه کنی.
قدر آن داری که طغرای قبولش درکشیکانکه مقبول تو شد توقیع رضوان تازه کرد
هوش مصنوعی: قدر و ارزش آن را بدان که زمانی که نام و نشان او را بر روی خود بگذاری، یعنی مورد قبول او قرار بگیری، در واقع باعث تجدید نعمت رضایت و خوشنودی خداوند میگردی.