شمارهٔ ۱۷۶
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش فردی بزرگ و سخنور است که او را امیر امرای سخن و شاه سخا مینامد. گفتار او به زیبایی و روشنی عطارد و سخاوتش به درخشش خورشید تشبیه شده است. شاعر به این شخصیت به عنوان استاد سخن و سخا یاد میکند و حاتم طایی را که نماد بخشندگی است، به عنوان شاگرد او معرفی میکند. در اینجا، شاعر بیان میکند که همه افراد در عرصه سخن و بخشندگی، تحت تأثیر و امید به سخاوت و کلام او هستند و از او درخواست میکند تا به او چیزی عطا کند، به شیرینی سخنان او و سفیدی بختش.
ای امیر امرای سخن و شاه سخابه سخن مثل عطارد به سخا چون خورشید
هوش مصنوعی: ای بزرگترین رهبر سخن و بخشش، سخن تو مانند عطارد در شمشیر زنی، و مانند خورشید در تابش است.
توئی استاد سخن هم توئی استاد سخاحاتم طائی شاگرد تو زیبد جاوید
هوش مصنوعی: تو خود استادِ سخن و سخاوتی، حاتم طائی که نماد بخشندگی است، به شاگردی تو شایسته است که نامش جاویدان بماند.
میر میران توئی و ما همه رسمی توایمرسمیان را به صخا و سخن توست امید
هوش مصنوعی: تو سروری و ما همه پیروان تو هستیم، امید ما به سخاوت و گفتار توست.
از سخای تو تمنا کنم آن چیز که هستچون سخنهای تو شیرین و چو بخت تو سفید
هوش مصنوعی: از بخشندگی تو درخواست میکنم چیزی را که وجود دارد، چون سخنان تو شیرین و مانند بخت تو روشن و درخشان است.