شمارهٔ ۱۸۳
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف استعداد و هنر شاعر در بیان و ادبیات میپردازد. شاعر میگوید که هیچکس مانند او نمیتواند نظم و نثر را به خوبی ارائه کند. او در بیانش آب و در فکرش آتش دارد و میگوید که از آتش میتواند آب خضر را بیافریند و این نوع سحر و معجزه از آدمی دیگر دیده نمیشود. در پایان نیز به دو زبان (تازی و دری) اشاره کرده و بیان میکند که هیچکس نتوانسته است مانند او به زیبایی و فصاحت سخن بگوید.
آسمان داند که گاه نظم و نثربر زمین چون من مبرز کس ندید
هوش مصنوعی: آسمان میداند که هیچکس بر روی زمین مانند من به زیبایی نظم و نثر را نمیسازد.
در بیانم آب و در فکر آتش استآبی از آتش مطرز کس ندید
هوش مصنوعی: در کلام من آرامش و سکون وجود دارد، اما در درونم شعلههای هیجان و احساسات میسوزد. هیچکس ندیده است که چگونه میتوان از این دو عنصر متفاوت، در کنار هم، نشأت گرفت.
ز آتش موسی برآرم آب خضرز آدمی این سحر و معجز کس ندید
هوش مصنوعی: من از آتش موسی میتوانم آب خضر را بیرون آورم، اما هیچکس مانند آدمی نمیتواند این جادو و معجزه را ببیند.
از دو دیوانم به تازی و درییک هجا و فحش هرگز کس ندید
هوش مصنوعی: هر کس که به شعر من دقت کرده باشد، بلافاصله متوجه میشود که نه تنها در اشعارم چیزی جز مفهوم عمیق یافت نمیشود، بلکه هرگز در آنها به الفاظ زشت یا توهینآمیز برنمیخورید.