تناجی
خاقانی شروانی

شمارهٔ ۲۸۶

شب رحیل چو کردم وداع شروان رادریغ حاصل من بود و درد حصهٔ من
شدم ز آتش هجران زدم بر آب ارسارس بنالید از درد حال و قصهٔ من
به تیزی دم من بود و پریّ غم منخروش سینهٔ من داشت جوش غصهٔ من