شمارهٔ ۲۸۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف احساسات خود نسبت به عشق و درد میپردازد. او خود را به کمان دستمال ترکها تشبیه میکند و میگوید که کینهاش همچون خدنگی است که به دلش آسیب میزند. همچنین به رنجی که از عشق عربی میکشد، اشاره میکند و از این که در عجم کسی نیست که با او همدردی کند، گلایه دارد. بهطور کلی، شعر به بیان اندوه و تنهایی در عشق میپردازد.
منم که همچو کمان دستمال ترکانمهمه ز غمزه خدنگ آخته به کینهٔ من
هوش مصنوعی: من مانند کمانی هستم که دستمالی را به همراه دارد و همه از چشمان زیبا و نیش و کنایه من در عذابند.
خدنگ غمزهٔ ترکان نکرد با دلم آنکنهیب رنج عرب میکند به سینهٔ من
هوش مصنوعی: غمزه و نازهای معشوقان ترک، دل مرا نیفتاده و آسیب نرسانده است، در حالی که درد و رنجی که از قوم عرب به دل من میرسد، خیلی عمیقتر است.
اگر نه کعبه بدی، در عرب چکار مراکه نیست در عجم امروز کس قرینهٔ من
هوش مصنوعی: اگر کعبه نبود، من در میان عرب چه کار دارم وقتی که امروز هیچ همسطحی از من در عجم نیست.