شمارهٔ ۱۱ - ناله از روزگار
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنج شاعر و ناتوانی او در ساماندهی به زندگی و کارهایش میپردازد. شاعر از بینظمی و بیسامانی در زندگی خود حرف میزند و با اشاره به زیباییهای سخن و شعر، از دلمشغولی و دلسوزیاش میگوید. او تأکید میکند که نباید دل را به تیر بلا سپرد و نهایتاً به این نکته میرسد که نه همه زیباییها همیشه در دسترس هستند و نه هر کسی میتواند به آنچه میخواهد دست یابد.
دست بر زخم من فلک نگشادتا درین سمج بی درم نه ببافت
هوش مصنوعی: آسمان نتوانست بر زخم من دست بردارد، تا اینکه در این سختی و بیپولی، هیچ چیزی برای بافتن نداشتم.
کس چو من گوهری به نظم نسفتکس چو من حله ز نثر نبافت
هوش مصنوعی: هیچکس به زیبایی من در نظم شعر نگفت و هیچکس هم مانند من جامهای از نثر ندوخت.
از چنین کارهای بی ترتیبدل من خون شد و جگر بشکافت
هوش مصنوعی: از این کارهای نامرتب و بینظم، دل من به شدت ناراحت و آزرده خاطر شد و احساساتی عمیق از درد در وجودم شکافت.
سخن خوب و نغز طوطی گفتخلعت و طوق مشک فاخته یافت
هوش مصنوعی: طوطی با صدای زیبا و دلنشین حرفهای خوب و دلفریب زد و در عوض، فاخته لباس زیبا و گردنبند مشکین دریافت کرد.
دل به تیر عنا نباید خستجان به تف بلا نباید تافت
هوش مصنوعی: دل نباید از تیر محبت آسیب ببیند و جان نباید در برابر سختیها تسلیم شود.
نه سهی سرو گشت هر چه دمیدنه غنیمت گرفت هر که شتافت
هوش مصنوعی: نه هر درخت باروری به ثمر میرسد و نه هر کسی که تلاش کند، به موفقیت دست مییابد.