شمارهٔ ۳۰ - افراط و تفریط روزگار
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به چالشهای زندگی و نابرابریهای آن اشاره میکند. او بیان میکند که اگر به چرخ زندگی دسترسی داشت، مشکلات را از بین میبرد. اما زندگی بر اساس بیعدالتی و ناهمواری است و هر کس بسته به شرایط خود، خوشحال یا ناخوشحال است. او نصیحت میکند که انسان باید به آنچه خداوند به او داده راضی باشد و نباید به سختیها و بیوفایی دنیا توجه کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در این دنیا هیچکس واقعاً دوست یا وابستهای ندارد.
نرسد دست من به چرخ بلندورنه بگشادمیش بند از بند
هوش مصنوعی: اگر دست من به آسمان بیکران برسد، به یقین زنجیرهایی را که مرا محدود کرده، پاره میکنم.
قسمتی کرد سخت ناهمواربیش و کم در میان خلق افکند
هوش مصنوعی: به طور ناگهانی و دشوار، گهی بسیاری از مردم را در شرایطی ناآرام و سخت قرار داد.
این نیابد همی به رنج پلاسو آن نپوشد همی ز ناز پرند
هوش مصنوعی: این شخص از داشتن درد و تلاش در زندگی رنج نمیبرد و آن شخص دیگر نیز به خاطر ناز و خودخواهیاش به زحمت نمیافتد.
آنکه بسیار یافت ناخشنودوآنکه اندک ربود ناخرسند
هوش مصنوعی: کسی که چیزهای زیادی به دست میآورد، از آنچه دارد راضی نیست و کسی که چیز کمی گرفته، دلخوش نیست.
خیز مسعود سعد رنجه مباشهر چه یزدان دهد بر او بپسند
هوش مصنوعی: برخیز و ناراحت نباش مسعود سعد، هر آنچه خداوند به تو عطا کند، همان را بپذیر و راضی باش.
گر جفا بینی از فلک مگریور وفا یابی از زمانه مخند
هوش مصنوعی: اگر از سرنوشت بدی ببینی، ناراحت نشو و اگر از روزگار خوبی بیابی، خوشحالی نکن.
کاین زمانه نشد کسی را دوستدهر کس را نگشت خویشاوند
هوش مصنوعی: این زمانه به گونهای است که هیچکس را به عنوان دوست واقعی نمیتوان یافت و همه به همدیگر تنها به عنوان آشنایی نگاه میکنند.