شمارهٔ ۷۰ - حسب الحال
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر نگرش انسانی نسبت به زندگی و ارزشهاست. گوینده در تلاش است تا به مسائلی چون قناعت، شکرگزاری و پذیرش سرنوشت پرداخته و به اهمیت داشتن روحیهی مثبت و سپاسگزاری از آنچه که داریم، تاکید میکند. او به دنیا و شرایط خود نگاهی واقعبینانه دارد و بیان میکند که چیزهای مادی نمیتوانند خوشبختی واقعی را به ارمغان بیاورند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که هر چه کم شده یا گم شده، دیگر به دست نخواهد آمد و بهتر است که به آنچه داریم، اهمیت بدهیم.
منم امروز بسته در سمجیچشم بر دوخته چو مار گریز
هوش مصنوعی: من امروز در گوشهای پنهان شدهام و با چشمانی نگران و تیزبین چون ماری در حال کمین هستم.
هست پیراهنی و شلوارینیست بر هر دو نیفه و تیریز
هوش مصنوعی: یک پیراهن وجود دارد، اما شلواری نیست. بر روی آن فقط یه پارچه و لبهای وجود دارد.
بر جهان دارم و روا دارمگر بپیمائیم به کون قفیز
هوش مصنوعی: من بر همه چیز تسلط دارم و اگر بخواهیم، میتوانیم به وسعت جهان سفر کنیم.
راضیم گر مرا به هر دیناربدهد روزگار نیم پشیز
هوش مصنوعی: من راضیام که روزگار هرچه کمی ارزش دارد به من بدهد، حتی اگر فقط یک نیم پشیز باشد.
ابلهی کن برو که بره فروشبره نفروشدت به عقل و تمیز
هوش مصنوعی: آدم نادانی برو که حتی گوسفند فروش هم گوسفند را به عقل و درک تو نمیفروشد.
چیز باید که کار در عالمحیز دارد که خاک بر سر حیز
هوش مصنوعی: چیزی باید وجود داشته باشد که در عالم واقعیت معنایی داشته باشد، وگرنه تمام تلاشها و زحمات بیهوده خواهد بود.
تن بده قلب را که در گیتیزر همه روی گشت و از ارزیز
هوش مصنوعی: دل را تسلیم کن که در دنیا همه چیز دگرگون میشود و از ثروتها کم میشود.
آنچه یابی به شکر باش به شکروانچه داری عزیز دار عزیز
هوش مصنوعی: هر چه به دست میآوری، شکرگزار باش و آنچه را که داری، گرامی بدار.
کانچه کم شد چنان نیابی بیشوانچه گم شد چنان نیابی نیز
هوش مصنوعی: هر چه از دست برود، دیگر نمیتوانی مانند آن را پیدا کنی و هر چیزی که گم شده، دیگر بهراحتی قابل بازگشت نیست.