تناجی
مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۲۳ - در زندان

روزن سمج مرا ز گردش گردونرنگ سپیده زنند و گونه دوده
آینه او چو رنگ زد ز شب ابرگردد بی شک ز صبح روز زدوده