شمارهٔ ۱۲۶ - مدح عبدالحمید بن احمد
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف چهرهای الهي و بلندمرتبه از شخصی به نام عبدالحمید میپردازد. شاعر به انتقاد از ویژگیهای منفی و عادات اهریمنی موجود در دنیا میپردازد و به درد و رنج خود اشاره میکند. او میگوید که عبدالحمید در صدر همه عالم است و ارزشهای هنری و فکری او سبب نورانی شدن جهان میشود. شاعر از عبدالحمید به عنوان منبع امید و توانمندی یاد کرده و بر این باور است که او میتواند مشکلات و معضلات جهان را حل کند. همچنین بر اهمیت علم و هنر تأکید کرده و ازین که دولت او پایدار و برکتآور است، اشاره میکند. در کل، شعر تحسین و ستایش از عبدالحمید به خاطر تواناییها و ویژگیهای برجسته اوست.
ای فلک ار جای فرشته شدیچند از این عادت اهریمنی
هوش مصنوعی: ای آسمان، اگرچه به مقام فرشتگان رسیدی، اما باز هم از این عادت شیطانی دور نیستی.
هر چه خوری از نفس من خوریوآنچه زنی بر جگر من زنی
هوش مصنوعی: هر چیزی که تو از من دریافت میکنی، در واقع از نفس من است و هر آسیبی که میزنی، بر روی دل من میزنی.
خون رود از دیده من روز و شبتا که به سوزنش همی آژنی
هوش مصنوعی: روز و شب از چشمانم اشک میریزد تا زمانی که به سوزن یادش بیفتم.
ای دل سوزنده مگر آتشیوی تن تابدیده مگر آهنی
هوش مصنوعی: ای دل نازکدلت، مگر این آتش چقدر میتواند تو را بسوزاند؟ و ای تن زجرکشیده، مگر تو چهقدر استحکام داری که همچون آهن مقاوم باشی؟
از تو بدردم که همی نفسریوز تو برنجم که همی نشکنی
هوش مصنوعی: از تو ناراحتم اما نمیتوانم بدون تو زندگی کنم و در عین حال از تو رنج میبرم اما نمیتوانم به تو بیاعتنایی کنم.
تا نکند صاحب یاری مراکم نکند چرخ فلک ریمنی
هوش مصنوعی: میگوید تا زمانی که یارم مرا تنها نگذارد، چرخ فلک و روزگار نمیتواند بر من تاثیر منفی بگذارد.
صدر همه عالم عبدالحمیدآن به محل عالی و دولت سنی
هوش مصنوعی: بالاترین مقام در عالم، مقام عبدالحمید است که به محل رفیع و قدرت اهل سنت تعلق دارد.
نیست جدا خاطر او از هنرنیست ز خورشید جدا روشنی
هوش مصنوعی: دل او از هنر جدا نیست، همانطور که نور خورشید از خودِ خورشید جدا نیست.
از همه کافی و ننازد به فخروز همه بی مثل و نیارد منی
هوش مصنوعی: بهترین و بینظیر در همه چیزم و به خودم فخر نمیکنم و ناز نمیکنم.
گیتی بی او ندهد خرمیگردون با او نکند توسنی
هوش مصنوعی: جهان بدون او خوشی ندارد و آسمان نیز با او سازگاری نمیکند.
ای به هنر چرخ و به رای آفتابسایه همی بر سر خلق افکنی
هوش مصنوعی: ای که با هنر خود مانند چرخ و با داناییات همچون آفتاب، سایهات را بر سر مردم میافکنی.
فکرت اسرار فلک را دلیقوت اقبال جهان را تنی
هوش مصنوعی: تفکر تو میتواند به درک رازهای آسمان بینجامد، و دل تو با امید و شانس، میتواند بر جهان تسلط یابد.
رایت مجدست که می برکشیبیخ نیازست که می برکنی
هوش مصنوعی: به خاطر توانمندی و استعداد خود، بر بلندیها میروید، اما برای به دست آوردن نیازهایت باید تلاش کنید و دست از کوشش برندارید.
هر چه جهان کرد همه یک زمانممکن باشد که تو بپراکنی
هوش مصنوعی: هر چه در دنیا اتفاق میافتد، ممکن است به یکباره بگذرد و تو در این میان نقش خود را ایفا کنی.
از پس یزدان جهان آفریندر همه احوال امید منی
هوش مصنوعی: پس از خداوند جهانآفرین در تمام شرایط، امید من فقط به توست.
تا چو دلیری نبود بد دلیتا چو فصیحی نبود الکنی
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی شجاع نباشد، نیکو جمع کردن کلمات و زیبایی صحبت نیز بیفایده است.
معدن هر دولت صدر تو بادزآنکه تو هر دانش را معدنی
هوش مصنوعی: تو منبع هر کامیابی و موفقیتی هستی، زیرا تو خود سرچشمهی هر دانشی و معرفتی.
حشمت تو باقی و دولت بلنددولت تو صافی و نعمت هنی
هوش مصنوعی: مقام و بزرگی تو همواره پایدار است و خوشبختی و نعمت تو خالص و بینقص است.