شمارهٔ ۱۳۱ - مرثیت یکی از سخنوران
هوش مصنوعی: شاعر از کسی میخواهد که در مرگ او سوگواری کند و برای خویشانش تسلیت بگوید. او دوست دارد که فرزندش مانند برادرانش در هنرهای مختلف تربیت شود و به دنیا آمیخته از قافیت حاضر شود. شاعر از مدح و تهنیت شاهان زمان خود میخواهد و امیدوار است که با درایت و عقل، زندگی و روحش را پرورش دهد. او به دنبال نظم و نثر خوب در سخنوری است و میخواهد در علم و دانش با طاعت و بدون گناه زندگی کند. در نهایت، او از دنیای بدون زاد و ولد و بدون هدف ناامید است.
گفتم تو مرا مرثیت کنیخویشان مرا تعزیت کنی
هوش مصنوعی: به او گفتم که برای من سوگواری کند و به بستگانم تسلیتی بدهد.
فرزند مرا چون برادراندر هر هنری تربیت کنی
هوش مصنوعی: فرزندم را مانند برادرانم در همه زمینهها آموزش دهی.
یابی به جهان عمر تا که قافتا قاف پر از قافیت کنی
هوش مصنوعی: به دنیای جاودان عمر دست مییابی، تا زمانی که بتوانی با مهارت و هنرمندی هر چیز را با لفظ و معنا به تصویر بکشی.
شاهان جهان را به مدح هاهر جنس بسی تهنیت کنی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی پادشاهان دنیا را با تعریف و تمجیدهای مختلف شاد کنی، باید به همه نوع ستایش و تبریک بپردازی.
عمال خرد را ز طبع و دلترتیب نهی تمشیت کنی
هوش مصنوعی: اگر عقل و دل را به خوبی تنظیم کنی، کارها را به درستی اداره خواهی کرد.
جان را و روان را به فضل و عقلتیمارکش تقویت کنی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی جان و روح خود را تقویت کنی، باید به لطف و عقل خود توجه کنی و از آنها بهرهمند شوی.
میدان سخن را به نظم و نثربر باره نیکو شیت کنی
هوش مصنوعی: در گفتگو و بیان خود، با دقت و زیبایی، سخنان را به صورت نظم و نثر ارائه بدهی.
در عالم دانش به سعی فهمطاعت همه بی معصیت کنی
هوش مصنوعی: در دنیای دانش با کوشش و تلاش خود میتوانی بدون مرتکب شدن به گناه، به بندگی و طاعت بپردازی.
کی بود گمانم کز این جهانبی زاد به رفتن نیت کنی
هوش مصنوعی: کی فکرش را میکرد که از این دنیا بدون هیچ چیز و زاد و توشهای قصد رفتن داشته باشی؟