شمارهٔ ۱۳۴ - خطاب به روزن زندان
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با عشق و امید به معشوق خود اشاره میکند. او معشوق را مانند خورشید در روز و ماه در شب میبیند که روشناییبخش زندگیاش است. شاعر بیان میکند که تمام خوشبختی و شادکامیاش به وجود معشوق وابسته است و حتی اگر در زندگیاش مشکلات و سختیهایی وجود داشته باشد، امید به معشوق او را زنده نگهداشته است. در نهایت، ناامیدی را به عنوان عاملی که میتواند او را نابود کند، ذکر میکند.
ای دلارای روزن زنداندیدگان را نعیم جاویدی
هوش مصنوعی: ای دلبر زیبای من، که در این زندان چشمانم، خوشبختی ابدی را به تصویر میکشی.
بی محاق و کسوف بادی زآنکشب مرا ماه و روز خورشیدی
هوش مصنوعی: در شب تار و بینوری، باد میوزد و من در این تاریکی همچون ماه و خورشید روشنایی دارم.
همه سعدم تویی از آنکه مرافلک مشتری و ناهیدی
هوش مصنوعی: تمام خوشبختی من به تو بستگی دارد، زیرا تو برای من مانند سیاره مشتری و ناهید هستی.
ور همی دیو بینم از تو رواستکه گذرگاه تخت جمشیدی
هوش مصنوعی: اگر دیو و بدی را از تو ببینم، این طبیعی است، زیرا تو خودت مانند گذرگاهی به عظمت تخت جمشید هستی.
به امید تو زنده ام گر نهمر مرا کشته بود نومیدی
هوش مصنوعی: برای من تنها امید تو معنادار است و اگر این امید نبود، ناامیدی مرا از پای درمیآورد.