شمارهٔ ۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عاشقی و تمایل عمیق شاعر به معشوقش است. شاعر به معشوقش میگوید که هرگز به او طعنه نزند، چرا که عشق او صادقانه و خالص است. او معشوق را جان و دل خود میداند و زیباییاش را ستایش میکند. شاعر منتظر دیدار معشوق است و آرزو دارد لحظاتی شاد و پر از عشق را با او بگذراند. او به زیباییهای معشوق، از جمله لبها و چهرهاش، اشاره میکند و ابراز longing برای بوسیدن لبهایش و نوشیدن از جام او میکند.
طعنه زنی که یار کنم دیگرطعنه مزن که من نکنم باور
هوش مصنوعی: اگر به کسی که دوستش دارم طعنه میزنی، دیگر طعنه نزن، چون من دیگر به این موضوع باور ندارم.
تو جان و دل ز بهر مرا خواهیمن از دل تو آگهم ای دلبر
هوش مصنوعی: تو به خاطر من جان و دل خود را میگذاری و من از احساسات تو آگاه هستم، ای معشوقه.
جان و جهان من به تو خوش باشدای روی تو ز جان و جهان خوشتر
هوش مصنوعی: زندگی و تمام هستیام به خاطر تو خوش است، ای چهرهات که از جان و تمام جهانی که در آن هستیم، زیباتر است.
ای طیره گشته از رخ تو لالهوی شرم خورده از لب تو شکر
هوش مصنوعی: ای که چهرهات مانند گل لاله سرخ شده و عسل از شرم لبهایت مینوشد.
شاد آن زمان شوم که تو را بینمتابان چو ماه و نازان چون عرعر
هوش مصنوعی: خوشحالم و شاد هستم زمانی که تو را با زیبایی مانند ماه و ناز و فریبایی مانند پرندهای ببینم.
بگشایی آن دو بسد پر لؤلؤبفشانی آن دو چنبر پر عنبر
هوش مصنوعی: اگر آن دو دریچه را بگشایی، لؤلؤهای زیبایی را میپاشی و آن دو حلقه را با عطر عنبر پر میکنی.
گاهی ربایم از لب تو بوسهگاهی ستانم از کف تو ساغر
هوش مصنوعی: گاهی از لبهای تو بوسهای میگیرم و گاهی از دستان تو جامی مینوشم.