شمارهٔ ۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و درد و رنجی که به خاطر معشوقش متحمل میشود، سخن میگوید. او خود را در دام عشق گرفتار میبیند و از جدایی و غم ناشی از آن مینالد. شاعر به معشوقش انتقاد میکند که با جفاکاریهایش، او را آزرده خاطر کرده است. او به سختیهایش در این عشق اشاره میکند و از محبوب میخواهد که به او ظلم نکند، زیرا بار غم و رنج ناشی از عشق برایش سنگین شده است. در نهایت، اشارهای به بزرگی و مقام کسانی دارد که در عالم وجود دارند، شاید به این معنا که عشق و دردهای او حتی در مقابل قدرت و شوکت دنیا نیز اهمیت دارد.
ای گشته دل من به هوای تو گرفتاردل بر تو زیان کرد چه سودست ز گفتار
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق تو به آسیب دچار شده است. چه فایدهای دارد که درباره این موضوع صحبت کنم؟
از غم دل جوشان مرا بار گران کردآن عنبر پر جوش بر آن اشهب پر بار
هوش مصنوعی: غم دل مرا به شدت تحت فشار قرار داد و مانند عطر خوشبود پر جوش، بر دوش من سنگینی کرد و بار سنگینی به وجود آورد.
ای نرگس بیمار تو بر خواب چو نرگسچشمم همه شب در غم بیمار تو بیدار
هوش مصنوعی: ای نرگس بیمار، تو مثل نرگس در خواب به سر میبری، اما من مانند نرگس چشمانم در تمام شب در غم بیماری تو بیدار و هشیار هستم.
تو سخت جفاکاری و من نیک وفاجومن سخت کم آزارم و تو نیک دل آزار
هوش مصنوعی: تو خیلی بیرحمی و من با وفا هستم. من به سختی به کسی آزار میرسانم، اما تو خوبی در آزار دیگران.
هر چند که من بیش کنم پیش تو زاریتو بیش رمی از من دلسوخته زار
هوش مصنوعی: هرچند که من در مقابل تو بسیار التماس میکنم و زاری میکنم، تو همچنان از من که دلی سوخته و رنجیدهام، پرهیز میکنی.
منمای مرا رنج و مکن بر تن من جورکز جور تو و رنج تو تن گشت گرانبار
هوش مصنوعی: از من رنج نبر و به من ظلم نکن، زیرا ظلم و رنج تو بر من، بار سنگینی بر دوش من میگذارد.
باشد که من از جور تو در پیش شهنشهجامه بدرم روز مظالم به گه بار
هوش مصنوعی: امیدوارم که من از ظلم تو در روزی که حساب و کتاب وجود دارد، در مقابل پادشاه، لباسی بر تن نداشته باشم.
تاج ملکان خسرو مسعود براهیمسلطان جهانبخش جهانگیر جهاندار
هوش مصنوعی: تاج پادشاهان از آن خسرو مسعود است، همان براهیم که سلطانی است جهانگستر و صاحب قدرت.