تناجی
مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۷۴

اشک من و رخسار تو همرنگ شده استروز من و زلف تو شبه رنگ شده است
گیتی بر من چون دهنت تنگ شده استهمچون دل تو جان من از سنگ شده است