شمارهٔ ۱۳۹
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به تصویرسازی زیبایی از آسمان و ستارگان میپردازد. میگوید که بر روی هوا، قیر مانند مادهای چسبنده ریخته شده و در طول روز، همه چیز لرزان و ناپایدار است. او احساس میکند که ستارگان بر سرش میدرخشند و گویی بر وجود او اثر گذاشتهاند، انگار که همه چیز به او بخشیده شده است.
چون روی هوا دوش به قیر اندودندتا روز همه تپان و لرزان بودند
هوش مصنوعی: وقتی که شب گذشته، آسمان را به تاریکی و زشتی آغشته کردند، تا صبح همه چیز به تپش و لرز در آمده بود.
بر تارک من ستارگان نغنودندگویی که همه بر تن من بخشودند
هوش مصنوعی: بر ریشههای وجود من، ستارگان میدرخشند و گویی که همه زیباییها و بخششها بر تن من نثار شدهاند.