شمارهٔ ۱۴۹
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به نبودن حیات و انرژی در وجود خود اشاره میکند. او میگوید که خون که نماد نیروی زندگی است در او باقی نمانده و تنها یاد و نام معشوقش باقی مانده است. در نهایت، به تشبیه خود به چنگ اشاره میکند که فقط ظاهر و پوستش باقی مانده و هویت اصلیاش از بین رفته است.
خون در تن من که اصل نیروست نماندوان اصل که طبع و دیده را خوست نماند
هوش مصنوعی: در بدن من دیگر از نیروی حیاتی باقی نمانده و آن چیزی که باعث تداوم زندگی و مشاهده میشود نیز وجود ندارد.
بر من به جز از نام تو ای دوست نماندچون چنگ توام به جز رنگ و پوست نماند
هوش مصنوعی: تنها چیزی که از تو در دلم مانده، نام توست، مانند چنگی که فقط ظاهری از آن باقی مانده و هیچ چیز دیگر در آن وجود ندارد.