شمارهٔ ۱۶۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد جدایی و فراق معشوق سخن میگوید. دل او به خاطر دوری یار گریان و غمگین شده و او بارها از این عشق دردناک شکایت میکند و از خداوند کمک میخواهد. این عشق برای او همچون آفتی نامطلوب است و او از شدت غم، ناله و فریاد میکند.
ز اندیشه هجران و ز نادیدن یاردل خون شد و دیده خون همی گرید زار
هوش مصنوعی: دل به خاطر دوری و عدم دیدار محبوب به شدت ناراحت و غمگین شده است و چشمانش به خاطر این اندوه نمیتوانند هیچ گونه کناری داشته باشند و به شدت گریه میکنند.
گویم ز غم فراق روزی صد بارکاین عشق چه آفت است یارب زنهار
هوش مصنوعی: میگویم به خاطر غم دوری، به مدت صد بار که این عشق چه بلایی است، ای خدا، کاش مرا نجات دهی.