تناجی
مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۹۹

معشوقه دلم به آتش انباشت چو شمعبر رویم زرد گل بسی کاشت چو شمع
او خفت و مراز دور بگذاشت چو شمعتا روز به یک سوختنم داشت چو شمع