شمارهٔ ۱۹۹
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حس عشق و ناراحتی شاعر میپردازد. شاعر به معشوقهاش اشاره میکند که مانند شمعی است که در آتش عشق میسوزد. او از درد و زردی گلهایی که به خاطر این عشق بر چهرهاش نشسته، میگوید. همچنین، معشوقه در خواب است و از فاصله و جدایی دور شده، و شاعر احساس میکند که روز به روز در این حس تنهایی م یسوزد.
معشوقه دلم به آتش انباشت چو شمعبر رویم زرد گل بسی کاشت چو شمع
هوش مصنوعی: دل معشوقهام آتشین شده است، همچون شمع که نورش را میافشاند، بر چهرهام رنگ زرد و شادابی گلها نشسته است.
او خفت و مراز دور بگذاشت چو شمعتا روز به یک سوختنم داشت چو شمع
هوش مصنوعی: او خوابش برد و به دور از دنیا رفت، مثل شمعی که تا روز روشن میشود و سوختن خود را فدای نور میکند.