شمارهٔ ۲ - یار ترسا بچه را می گوید
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دوستش میخواهد که با اشکهایش روی و موی خود را بشوید، زیرا این اشکها مانند برکهای است که در آن او معبودش را میپرستد. همچنین از او تقاضا میکند که از جدایی و هجران او جلوگیری کند، زیرا ذبح حیوان در دین او مجاز نیست و جدایی او مانند قربانی شدن است.
ز آب چشم من ای دوست روی و موی بشویکه این چو برکه معبود توست و تو ترسا
هوش مصنوعی: ای دوست، از اشک چشمان من روی و موی خود را بشوی، زیرا که این اشکها مانند برکهای است که تو معبود آنی و خود را نزد او میپرستی.
گلوی وصل من از تیغ هجر خویش مبرکه ذبح حیوان در مذهب تو نیست روا
هوش مصنوعی: ای کسی که مرا از وصال دور میکنی، این کار را نکن، زیرا هزینه جدایی برای من بسیار سنگین است و در دین تو هم این نوع جدایی و آسیب به دیگران پذیرفته نیست.