شمارهٔ ۷۵ - وله
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره میکند و ابراز میکند که چهرهی معشوقش تا چه حد برای او اهمیت دارد. او به زیبایی خالص معشوق و تاثیر آن بر زندگیاش اشاره میکند و از دشواریها و دردهای جدایی و هجران میگوید. در نهایت، شاعر امیدوار است که از تاریکی جدایی رهایی یابد و به نور و زیبایی چهرهی معشوقش بازگردد.
جانا ز حسن گشت رخ تو چو جان منوندر جمال خویش عیان شد گمان تو
هوش مصنوعی: ای معبود من، چهرهات به زیبایی جان من شده و در زیبایی خود، باور تو به وضوح نمایان گشته است.
جستی ز لشکری که کند لاش حسن تورستی ز آفتی که بپوشد رخان تو
هوش مصنوعی: از گروهی که به تو آسیب میزنند فاصله بگیر، چرا که زیبایی تو از خطرات دور شده و چهرهات در امان مانده است.
از انده بنفشه بتا ارغوانت رستدر خار باز رست گل ارغوان تو
هوش مصنوعی: اگر غم بنفشه نشسته در دل، تو در سختی گلی روشن و زیبا، به سختی هم زنده میمانی و رشد میکنی. گل ارغوان تو هم به رغم خاری که در راهش است، باز درخشان و شکوفا خواهد شد.
بازم رهان ز ظلمت هجران ز بهر آنکایمن شد از تباهی ظلمت رخان تو
هوش مصنوعی: دوباره از درد جدایی رها شو، برای اینکه چهرهات از خطر نابودی در امان باشد.