شمارهٔ ۱۳ - تیر روز
شاعر، بهانهٔ فرارسیدن جشن کهن تیرگان و برپایی یک بزم عاشقانه با موسیقی و باده را مقدمهای قرار میدهد تا هنر شاعری خود را به رخ کشیده و در نهایتِ هنرمندی، دلاوری، فتوحات و هیبت پادشاه را بستاید و برای دوام تاج و تخت او دعا کند.
ای نگار تیر بالا روز تیرخیز و جام باده ده بر لحن زیر
ای یار خوشقامتی که قدی راست و کشیده داری! امروز روز جشن تیرگان است؛ برخیز و هماهنگ با نوای لطیف و صدای «زیرِ» ساز و آواز، جام مِی را به من بده.
عاشقی در پرده عشاق گویراههای طبع خواه دلپذیر
ای نوازنده، در مقام و پردهٔ موسیقیایی «عشاق»، از عشق بخوان و نغمهها و ملودیهایی را بنواز که بسیار دلنشین و مطلوبِ طبع شنوندگان باشد.
شعرهای شهره از من دار گوشدر ثنای شهریار شهر گیر
به شعرهای بسیار مشهور و نامدارِ من گوش فرا ده؛ چکامههایی که آنها را در ستایش پادشاهِ بزرگ و گیرندهٔ شهرها سرودهام.
آنکه هستش نام شاه و شیر مستزو شده هر شاد و شیر اندر نفیر
آن پادشاهی که نامش با عظمتِ شاهی همراه است و دلاوری بیباک همچون شیر مست است، چنان قدرت و هیبتی دارد که حاکمان قدرتمند دیگر (مانند پادشاه غرجستان و پادشاه بامیان) از ترس و شکست در برابر او به ناله، فغان و درماندگی افتادهاند.
تا سریر و تاج باشد در جهانباد ازو افراخته تاج و سریر
تا زمانی که در این جهان نشانهای از تاج و تخت پادشاهی وجود دارد، دعا میکنم که به واسطهٔ قدرت و شکوه او، جایگاه تاج و تختِ پادشاهی همواره سرافراز، بلندمرتبه و استوار بماند.