شمارهٔ ۱۹
هوش مصنوعی: شاعر در این سروده به تصویر زیبایی از یک رخسار اشاره میکند که مانند آبی صاف و روشن در آینه نمایان است. او با استفاده از تشبیهاتی مانند نان سنگی و سنگدل، به عمق و صفای دل میپردازد. سپس از لزوم برخاستن و صحبت کردن میگوید، اما تردید خود را نسبت به بسته بودن در حجره و فایده آن بیان میکند. او به تنهایی و یکدلی در مقابل تماشاگران اشاره دارد و تأکید میکند که حتی اگر همه دنیا نظارهگر باشند، باقیمانده یک رابطه عمیق و شخصی است. در ادامه به وضعیتی اشاره میکند که در آن، عالم و خلق در بازار با رویکردی سطحی به تماشا میپردازند، بدون اینکه به عمق زندگی توجه کنند. در پایان، شاعر به دعوت و جمعهای بیمعنا و خالی از انتظار اشاره میکند و بیان میکند که در چنین موقعیتی، نعمتها و لذتها نیز بیمعنا میشوند.
صافی آبست ز آبگینه هویدایا رخ خوب تو شد در آینه پیدا
هوش مصنوعی: آب زلال و شفاف مانند شیشه است و زیبایی چهره تو در آینه نمایان شده است.
چو نان سنگی کز آب صاف نمودارسنگ دلت از صفای سینه هویدا
هوش مصنوعی: اگر نان سنگی با آب صاف ساخته شده باشد، دل تو هم از پاکی سینهات روشن و نمایان است.
خیز و در حجره را بمردم در بندپس بنشین، لعل در تکلم بگشا
هوش مصنوعی: بیدار شو و در را به روی مردم باز کن، سپس بنشین و در صحبت های دلنشینت به بیان لعل و گوهر بپرداز.
لیک در حجره را چه فایده بستنکز لب بام آمدند بهر تماشا
هوش مصنوعی: اما بستن در اتاق چه سودی دارد، وقتی که از لب بام برای تماشا آمدهاند.
گو همه عالم نظر کنند و به بینندما و تو با هم نشسته یکه و تنها
هوش مصنوعی: اگر همه در جهان به ما نگاه کنند و ببینند، ما بیپروا و تنها در کنار هم نشستهایم.
سفره بیغما برند و خانه بتاراجخانه خدا در کند چه بر همه کس وا
هوش مصنوعی: سفره بیغما برچیده شده و خانه به تاراج رفته است؛ خانه خدا چگونه میتواند در امان باشد، وقتی که این وضعیت بر همه حاکم است؟
بر سر بازار مشتری نکند راهراه مگس چون فتد بدکه حلوا
هوش مصنوعی: در بازار، مگسها به خاطر وجود حلوا نمیتوانند به راحتی از راه خود عبور کنند؛ زیرا محیط پر از حواس پرتی است که توجهشان را جلب میکند.
تنک کمر را برای تفرقه بر بندتنک شکر را ز بر تجربه بگشا
هوش مصنوعی: کمربند تنگ را برای جدایی محکم ببند و شکر را از تجربیات گذشته بگشا.
تا نگشائی دهان میان بنبندیکس نکند در میانه حل معما
هوش مصنوعی: تا زمانی که در میان گفتگو چیزی را بیان نکنی، هیچکس نمیتواند معما را حل کند و به نتیجه برسد.
دعوت بی مدعی و خانه خالیمنزل بی ابتدال و نزل مهنا
هوش مصنوعی: دعوتی بدون حضور کسی برای دفاع و خانهای خالی از سکنه، مثل جایی است که نه آغاز و نه فرود دارد و در آن آرامشی احساس نمیشود.
محفل بی انتظار و مجلس بی غیرنعمت بی منتها و سفره یغما
هوش مصنوعی: محفل بدون انتظار و جلسهای بدون حسادت، نعمتی بیپایان و سفرهای از انباشت و غنایم.