شمارهٔ ۲۶
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالتی از عشق و مستی میپردازد که شاعر در آن همزمان با شور و شوق جنگ و آوردگاه، به سراغ معشوق میآید. او از احساسات متناقضی صحبت میکند که در میان جنگ و مستی بروز میکند. معشوق او با ناز و لطافت حاضر میشود و شاعر را به دنیای عشق و شراب میکشاند. او به زیباییهای معشوق و زینتهای او اشاره میکند و از جذابیتهای جسمانی و احساسی او مینویسد. در نهایت، شاعر به نیاز و فقر خود در کنار ثروت و توانگری معشوق اشاره دارد و تأکید میکند که در این وضعیت خاص، عشق و شادی او به معشوقش وابسته است.
چون تُرک جنگجوی من از در، درآیدابا شور جنگ و مشغله در محضر آیدا
هوش مصنوعی: وقتی که من از در وارد میشوم، با وجود تمام هیاهو و شلوغیهای جنگ و مشغلهها، همچنان با شور و شوق در محل حاضر خواهم بود.
خنجر به دست، مست در آید به بزم منچون است حال مست که با خنجر آیدا؟
هوش مصنوعی: مست با خنجر به میخانه میآید و حال او را نشان میدهد که چگونه است وقتی با چنین سلاحی وارد میشود.
مست است و حال مست نباشد به یک روشهر ساعتی به مشغلهی دیگر آیدا
هوش مصنوعی: این شخص در حال مستی است و هر لحظه به یک موضوع دیگر مشغول میشود و از حال و هوای مستی خارج نمیشود.
گاهی به لطف و ناز و به ناگاه در به کینبا ساغر شراب مرا در بر آیدا
هوش مصنوعی: گاهی به شیوهای محبتآمیز و ناگهانی، با جام شراب به سراغم میآید.
خوشا دمی که در بر من با هزار نازچون صد هزار خرمن سیسمبر آیدا
هوش مصنوعی: خوشا لحظهای که تو با هزار ناز و محبت در کنار من باشی، مانند اینکه صدها خرمن خوشه گندم در میان ما باشد.
ما را نیازمندی و او را توانگری استشاید اگر به خانهی ما کمتر آیدا
هوش مصنوعی: ما به چیزی نیاز داریم و او از نعمتهای فراوان برخوردار است، شاید به همین خاطر کمتر به خانه ما سر میزند.
زابرو گرفته تیغ و مژه برکشیده صفشاه است و شاه با حشم و لشگر آیدا
هوش مصنوعی: شمشیر کشیده و مژهها افراشته، صفی از شاه ایجاد شده است و شاه به همراه یاران و سپاهش میآید.
جان میسپارمش به قدم خاصه کز نشاطمخمور و مست با قدح و ساغر آیدا
هوش مصنوعی: من جانم را به پای تو میدهم، چرا که از حالت شاداب و سرمستیات با جام و لیوان طلایی به سراغم خواهی آمد.
زلفش هزار تاب و به هر یک هزار چینهی چین و حلقه در پس یکدیگر آیدا
هوش مصنوعی: زلف او هزار تاب و پیچ دارد و هر کدام از این پیچها به هزار چین و حلقه مسیر مییابد.
صد حلقه تا به دوش و دو صد حلقه کرد گوشصد حلقهاش چه طوق به گردن درآیدا
هوش مصنوعی: پیچشهای بیشماری بر گردن و گوشها دارد، اما این همه زینت و زیور به چه کار میآید اگر بر گردن کسی نیفتد؟
افتد به اتفاق، ولی نادر اوفتددرویش را که پای به گنج زر آیدا
هوش مصنوعی: برخی مواقع، موقعیتی خاص و نادر پیش میآید که یک درویش (فرد زاهد و سادهزیست) به طور غیرمنتظرهای به گنج و ثروت عظیمی دست مییابد. این موضوع در واقع به کمیابی و خاص بودن این اتفاق اشاره دارد.