شمارهٔ ۲۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از می و کدو به عنوان نمادهایی برای زندگی و روحانیت استفاده میکند. او از معشوق میخواهد که کدو را پر از می کند و به او کمک کند تا از مشکلات و وسوسههای زندگی خلاص شود. شاعر از دست خدا طلب یاری میکند تا دشمنان و فتنهها را بشکند و از او میخواهد که به او در غلبه بر طمع، شهوت، حرص و آرزوهای بیپایه یاری رساند. در نهایت، از خلیل خود (که نماد عشق و الهام است) میخواهد تا آتش شکسته شدن بتهای درونش را شعلهور کند و او را از این زنجیرها رهایی بخشد.
پر کن از خم می کدوی مراتر کن از جام می گلوی مرا
هوش مصنوعی: بیا کاسهام را پر از شراب کن و گلوی من را با نوشیدنی تازه کن.
تو که سیراب گشته ای زین جوینیز در جوی زن سبوی مرا
هوش مصنوعی: تو که از این آبهای خنک سیراب شدهای، حالا هم در این جوی، سبوی مرا پر کن.
یا کدوی مرا پر از می کنیا بهم در شکن کدوی مرا
هوش مصنوعی: یا زندگی مرا با شادی پر کن یا به من اجازه بده که به آرامش برسم.
عدوی خیره چیره شد بر منبشکن ای دست حق، عدوی مرا
هوش مصنوعی: دشمن قوی و مغرور بر من تسلط پیدا کرده است، ای دست الهی، دشمن من را بشکن.
ای خلیل من آذر بتگرباز بتخانه کرد کوی مرا
هوش مصنوعی: ای دوست من، دوباره به خانه بتها برگرد و در کوچه من بگرد.
کلک این بت تراش چابک دستنقش بت کرد چار سوی مرا
هوش مصنوعی: دست ماهر این هنرمند نقش زیبا و دلانگیزی از معشوقهام به وجود آورده که همه جا مرا تحت تاثیر قرار داده است.
چار مرغند فتنه جو با منبکش این چار فتنه جوی مرا
هوش مصنوعی: چهار مرغی که همیشه در حال ایجاد آشوب و فتنه هستند، با من درگیر شو، این چهار عامل فتنه را از من دور کن.
طمع و شهوت است و حرص و املبشکن این چار زشت خوی مرا
هوش مصنوعی: در اینجا فرد از احساسات و تمایلات منفی مانند طمع، شهوت، حرص و آرزوهای بیپایه سخن میگوید و میخواهد که این خصوصیات ناپسند و بد را از خود دور کند و به نوعی بر آنها غلبه کند. او به دنبال پاکسازی روح و رهایی از این زشتیهاست.