شمارهٔ ۱۱۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با معشوق خود گفتگو میکند و به بیان احساسات و دغدغههای خود میپردازد. او از عشق و دلتنگی سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او بوسهای هدیه کند. معشوق پاسخ میدهد که این کار دشوار است و با زحمت همراه خواهد بود. شاعر به خاطرات مستی، خواب و خیالات عاشقانه اشاره میکند و ابراز میدارد که نگران وضعیت دل و خانهاش است. او از بیزر بودن و بیمحبتی معشوق گله میکند و در نهایت به یک دوراهی اشاره میکند که ممکن است روزی دلداری و محبت در زندگیاش بیابد، هرچند که سختیهای زیادی وجود دارد. در مجموع، شعر احساسی و زخمخورده از عشق و جفاهای آن است.
گفتم از لعل لبت یک بوسه، گفت آری شودلیک با صد خواری و زاری بدشواری شود
هوش مصنوعی: خواستم از لبهای زیبایت یک بوسه بگیرم، اما او جواب داد که این امکانپذیر است، اما با زحمت و رنج بسیار همراه خواهد بود.
گفتمش بوسیدم از مستی لبت صد بار، گفتهر چه در مستی شود آخر بهشیاری شود
هوش مصنوعی: گفتم به او که از نشئگی لبت را صد بار بوسیدم، او پاسخ داد که هر چه در حال مستی انجام شود، در نهایت به حالت هوشیاری ختم میشود.
گفتمش در خواب دیدم در بری دوشینه، گفتبختت ار بیدار گردد هم ببیداری شود
هوش مصنوعی: به او گفتم در خواب دیدم تو را در حالی زیبا، او پاسخ داد: اگر شانس تو بیدار شود، در واقعیت هم این زیبایی را خواهی دید.
گفتم از جور خیالت خانه دل شد خرابگفت چون گردد خراب اینخانه معماری شود
هوش مصنوعی: گفتم فکر تو باعث ویرانی دل من شده است. او پاسخ داد که اگر این دل خراب شده باشد، با مهارت و هنر دوباره ساخته خواهد شد.
گفتمش بی زر شدم بیزار گشت از من دلتگفت آری بیزری اسباب بیزاری شود
هوش مصنوعی: به او گفتم که از بیپولی ناراحت شدم، او از من دوری کرد. دلم گفت که آری، بدون داشتن چیزی، دلیل بر دوری و عدم ارتباط میشود.
گفتمش تا کی جفا کاری و خونخواری و جورگفت شاید نوبتی هم وقت دلداری شود
هوش مصنوعی: به او گفتم تا کی به من ظلم و آزار میکنی و بیرحم هستی؟ او در پاسخ گفت شاید روزی نوبت محبت و دلجویی هم برسد.
گفتمش چندین گره بر طره مشکین مزنگفت تا دلهای بیسامان نگهدای شود
هوش مصنوعی: به او گفتم که چرا موهای زیبا و مشکیات را اینقدر به هم گره زدهای، او پاسخ داد که این کار باعث میشود دلهای آشفته و بیقرار آرامش پیدا کند.
گفتم از جان چون توان بگسیخت دل در پای دوستگفت دشوار است و سخت اما بناچاری شود
هوش مصنوعی: گفتم اگر بخواهم از جان بگذرم، دل را در راه دوست فدای او میکنم. او گفت این کار سخت و دشوار است، ولی گاهی چارهای جز این نیست.