شمارهٔ ۱۵۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان امید و تسلی میپردازد. او میگوید که هر کس برای رسیدن به کمال و آرامش، باید از جان خود بگذرد و تحمل درد و رنج را در زندگی بپذیرد. شاعر تأکید میکند که با تلاش و جستجوی حقیقت، آرامش و درمان به انسان میرسد و پس از سختیها، به نتیجهای خوب و مطلوب خواهد رسید. او همچنین به این نکته اشاره میکند که در زمانهای سخت و پریشانی، در نهایت کمک و بهبودی حاصل خواهد شد. به طور کلی، پیام این شعر دعوت به صبر و استقامت در برابر مشکلات زندگی است.
هردم بشارتهای دل از هاتف جان میرسدهرکس که از جان بگذرد آخر به جانان میرسد
هوش مصنوعی: در هر دم، پیامهایی از دل به سوی روح میآید؛ هر فردی که از خود و خواستههایش عبور کند، در نهایت به معشوق واقعی خواهد رسید.
یک دم میاسا روز و شب مردی بجو دردی طلبچو جان ز درد آمد به لب ناگاه درمان میرسد
هوش مصنوعی: لحظهای از جستجوی درد و مشکل دست بر ندار، چرا که وقتی جان از درد به لب میرسد، ناگهان درمانی پیدا میشود.
ره گرد راز آید ترا شیب و فراز آید تراچون ترک تاز آید ترا آخر به پایان میرسد
هوش مصنوعی: در زندگی، مسیر پر فراز و نشیبی را تجربه میکنی. گاهی اوج و گاهی فرود، اما در نهایت هر چیزی به پایان میرسد.
این خانه چون ویران شود، معمور و آبادان شوداین سر چو بیسامان شود، ناگه به سامان میرسد
هوش مصنوعی: زمانی که این خانه خراب شود، دوباره آباد خواهد شد. همچنین زمانی که این سر و فکر دچار بینظمی و آشفتگی شود، ناگهان به نظم و سامان خواهد رسید.
ای مبتلا ای مبتلا برکش صلا برکش صلادر دل اگر رنج و بلا روزی به مهمان میرسد
هوش مصنوعی: ای کسی که به درد و رنج گرفتار هستی، صدا بزن و صدایت را بلند کن. اگر در دل تو، غم و سختی وجود دارد، این مشکلات روزی به مهمانی خواهند آمد.
اندیشه و اندوه و غم، رنج و تَعَب، درد و المهر یک نهد در دل قدم با حکم و فرمان میرسد
هوش مصنوعی: تفکر و نگرانی، همچنین غم و اندوه، همه نوعی رنج و سختی به همراه دارند و هر کدام به نوعی در دل آدمی جاگیر میشوند و به فرمانی مشخص وارد زندگیاش میشوند.
بر دل اگر باری بود، بار غم یاری بوددر پا اگر خاری بود، خار از گلستان میرسد
هوش مصنوعی: اگر دل سنگینی از غم عشق کسی دارد، در پا چنانچه خاری وجود داشته باشد، آن خار از گلستان ناشی میشود.