شمارهٔ ۱۸۶
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی چهره و زلف معشوق پرداخته و تمام زیباییها را در مقایسه با او ناچیز میشمارد. شاعر از زیباییهای طبیعی و مصنوعی میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز به اندازه خود معشوق زیبا نیست. زلف و چهرهاش را فراتر از همه آرایشها میداند و خاک قدم او را از تمام خواستهها و نعمتها گرانقدرتر ارزیابی میکند. در نهایت، شاعر احساس میکند هر آنچه خدا به معشوق داده، رویان و زیباترین نعمتهاست.
بر چهره تو طره پیراسته خوشتربر روز بر افزوده ز شب کاسته خوشتر
هوش مصنوعی: بر چهره تو، حالت و پیراستگی موهایت، در روز زیباتر و دلانگیزتر از شب است.
بر روی نکوی تو خط سبزه چه نیکودر صحن چمن سبزه نو خاسته خوشتر
هوش مصنوعی: بر روی زیبایی تو، خط سبز چمن چه زیباست، در باغی که در آن چمن تازهای رشد کرده است، تماشا کردن خوشایندتر است.
هر فتنه که دیدیم بود خفته نکوترجز زلف تو بر چهره که برخاسته خوشتر
هوش مصنوعی: هر ناامیدی یا مشکل که با آن مواجه شدیم، همچون چیزی است که به آرامی خوابیده است. تنها زلف تو که به زیبایی بر چهرهات افتاده، از همه آنها دلپذیرتر است.
بر صفحه سیمین نبود دائره مشکاز زلف تو بر چهره آراسته خوشتر
هوش مصنوعی: بر روی پوست نقرهای، حلقهای از موهای سیاه تو زیباتر از هر آرایش دیگری است.
آرایش و پیرایش اگر چند نکوی استحسنی که خدا داد و خدا خواسته خوشتر
هوش مصنوعی: زیبایی و آراستگی هرچند خوب و دلپذیر است، اما زیبایی و نیکی که خداوند عطا کرده و خواسته، از همه بهتر و ارزندهتر است.
هر خواسته کم داده خدا بر تو فشانمخاک قدمت نزد من از خواسته خوشتر
هوش مصنوعی: هر آنچه که بخواهی، خدا برایت مهیا میکند و من برای تو خاک پای تو را از همه خواستهها بهتر میدانم.