شمارهٔ ۲۳۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیداری و شادی میپردازد و به تمایز بین خواب و واقعیت اشاره میکند. او از جذابیت و زیبایی محبوب سخن میگوید که باعث رسواییاش میشود. با اشاره به میخانه و باده، شاعر از زندگی لذت میبرد و به انتقاد از زهد و نکوکاری میپردازد. او به زیبایی زن ترک و تاثیر آن بر خود اشاره کرده و به فضای میفروشی و بیارزش شدن پول در برابر لذت مینگرد. در پایان، شاعر از تأثیر زلف محبوب و تلاشش برای جهانبینی ای آزاد و بیقید صحبت میکند.
گر تو می در خواب خوردی، ما به بیداری زنیمدر سر بازارها با ترک بازاری زنیم
هوش مصنوعی: اگر تو در خواب به سر میبردی، ما در بیداری در بازارها با سر و صدا و هیجان به فعالیت مشغولیم.
غمزه مستانه اش ما را کند رسوای شهرگر بدور چشم ساقی لاف هشیاری زنیم
هوش مصنوعی: چشمک فریبنده او ما را در شهر رسوا میکند؛ حتی اگر دور از چشم ساقی بخواهیم از هشیاری خود صحبت کنیم.
خانه بلغار است و مشکو تبت آنساعت که ماباده مشکین بروی ترک بلغاری زنیم
هوش مصنوعی: خانه بلغار، جایی است که میتوان باده خوشعطر و گوارا را نوشید و در آن لحظات لذتبخشی را با دوستان گذراند. در این فضا، زیبایی و جذابیت فرهنگ ترک بلغاری نیز مشهود است.
خرقه سالوس ما دیشب برهن باده رفتگام تا کی در ره زهد و نکوکاری زنیم
هوش مصنوعی: لباس دروغین زهد و دینداری ما دیروز با باده و شراب در رفت؛ تا کی میخواهیم در راه تصنعی زهد و نیکوکاری قدم بزنیم؟
چون زند مطرب ره مستان ببانگ چنگ و تارچنگ ما در تار زلف ترک تا تاری زنیم
هوش مصنوعی: وقتی نوازنده با صدای سازش دلانگیزی به سمت خوشگذرانی و شادی میخواند، ما نیز در تار زلف محبوب ترکمان به بازی و رقص مشغول میشویم.
در سرای میفروشان سیم و زر چون بی بهاستما بهای جام می را از در زاری زنیم
هوش مصنوعی: در خانه میفروشها، طلا و نقره بیارزشاند و ما قیمت جام شراب را با زاری و اضطراب میپردازیم.
چون گواهی داده شیخ سبحه زن بر کفر ماپنجه در پیچ و خم آن زلف زناری زنیم
هوش مصنوعی: زمانی که عالم دین بر بیدینی ما شهادت میدهد، ما در دل خود به زیباییهای او و آن زلفهای پیچیدهاش چنگ میزنیم.