شمارهٔ ۲۴۹
هوش مصنوعی: این شعر نشاندهندهٔ عزم و ارادهٔ قوی شاعر در زندگی است. او به این نتیجه رسیده که جز نوشیدن می و لذتبردن از همراهی ساقی و ساغر کار دیگری نخواهد کرد. او از زاهدان میخواهد که وعدههای آینده را فراموش کرده و به لذتهای حال توجه کنند. شاعر ضمن بیان اینکه به موعظههای واعظان گوش نخواهد داد، بر این نکته تأکید دارد که وعدههای غیرواقعی را قبول نمیکند و به تکرار آنها نیز اهمیتی نمیدهد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که دلش را از خیالات پوچ نباید مکدر کند و بهدنبال لحظات خوش و واقعی زندگی باشد.
من بجز کار می و ساقی و ساغر نکنمدر همه عمر جز این مشغله دیگر نکنم
هوش مصنوعی: من در تمام عمر فقط به کار می و ساقی و نوشیدنی مشغول هستم و به جز این هیچ کار دیگری نمیکنم.
زاهد ار نسیه فردا دهم وعده، بگونقد امروز بدان نسیه برابر نکنم
هوش مصنوعی: اگر به زاهد بگویم که فردا چیزی به او بدهم، او باید بداند که من امروز چیزی به او نمیدهم.
تا بود نغمه مرغ سحر و بانگ ربابگوش بر موعظه واعظ منبر نکنم
هوش مصنوعی: تا زمانی که صدای دلنشین مرغ سحر و نغمهی خوشایند ساز شنیده میشود، به موعظهها و نصیحتهای واعظ توجه نمیکنم.
وعده شیخ خیالات دروغ است و محالگو زنخ کم زن از این وعده که باور نکنم
هوش مصنوعی: وعدههایی که شیخ میدهد، خیالی و غیر واقعی است. بنابراین، از این وعدهها کم بگو و به آنها باور نکن.
با تو صد بار سخن گفتم و مغلوب شدیشرط کردم که دگر باره مکرر نکنم
هوش مصنوعی: من بارها با تو صحبت کردهام و متوجه شدم که شکست خوردی. با این حال، شرط کردهام که دیگر این کار را تکرار نکنم.
دل من آینه صاف بود، آینه رابخیالات محال تو مکدر نکنم
هوش مصنوعی: دل من مثل آینهای روشن و صاف است، تو با خیالهای غیر واقعیات آن را غمگین نکن.