شمارهٔ ۲۶۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بررسی تفاوت بین خودش و شیخی میپردازد. او میگوید که از خراباتیان (ولایتیها یا کسانی که در راه عشق و عرفان هستند) جدا نیست و در این مسیر، جان و دل خود را به شیخ سپرده است. شاعر به شیخ انتقاد میکند و معتقد است که او نیز در گمراهی قرار دارد. او به نوعی برابری را بین خود و شیخ نشان میدهد و تأکید میکند که نه مقام شیخ (دستار) و نه قیافه او (ریش) دلیل بر برتری او نیست. در نهایت، شاعر میخواهد بگوید که هر دو در مسیر مشابهی هستند.
با خراباتیان رهی دارمدر خرابات بنگهی دارم
هوش مصنوعی: من با افرادی که در خراباتیها زندگی میکنند، رابطهای دارم و در این مکانها هم نگاهی به اطراف دارم.
ننهم جان و دل بگفته شیخکه دل و جان آگهی دارم
هوش مصنوعی: من جان و دلم را در اختیار گفتههای شیخ قرار نمیدهم، چون خودم از دل و جانم باخبر هستم.
مینگویم که شیخ گمراه استاو رهی نیز من رهی دارم
هوش مصنوعی: میگویم که آن روحانی در مسیر درست نیست، اما من خودم راهی دارم.
شیخ اگر رو بدرگهی داردنیز من رو بدرگهی دارم
هوش مصنوعی: اگر شیخ دارای مقام و منزلتی است، من هم دارای مقام و منزلت خودم هستم.
نه چه دستار او بزرگ و گراننه چنو ریش انبهی دارم
هوش مصنوعی: نه به خاطر کلاهی که بر سر دارد و بزرگ و پر زرق و برق است، و نه به دلیل ریشی که شبیه میوه انبه به نظر میرسد، به او اهمیت نمیدهم.