شمارهٔ ۲۷۳
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر نداشتن امید به بهشت و زندگی بعد از مرگ است. شاعر به زندگی حاضر و خوشیهای آن تأکید میکند و از رنج و غم فردا پرهیز میکند. او از زاهدان و افرادی که زیاد نگران آینده هستند میخواهد که به شادابی و لذت زندگی امروز توجه کنند. همچنین، اشاره به بیفایده بودن ثروت و اموال دنیوی دارد و به ارزشهای معنوی و دانشی تأکید میکند. به طور کلی، شاعر به اهمیت زندگی در لحظه و لذت بردن از آن میپردازد.
خیال جنت الماوی نداریمامید از شاخه طوبی نداریم
هوش مصنوعی: ما به آرزوی بهشت جاویدان فکر نمیکنیم و به امید درخت طوبی هم دلخوش نیستیم.
چو ما را شادی امروز نقداستبرو زاهد، غم فردا نداریم
هوش مصنوعی: امروز که ما از زندگی لذت میبریم و شاد هستیم، بهتر است که از غم و نگرانی برای فردا بپرهیزیم.
مکن با ما ترشروئی و صفراکه در دل ذوق این حلوا نداریم
هوش مصنوعی: با ما بدخلقی نکن و تلخی نداشته باش، زیرا ما در دل خود چیزی از لذت این حلوا نداریم.
بچندین منت و سلوا که ماراستسری با من و با سلوا نداریم
هوش مصنوعی: با وجود همهی نیکیها و محبتهایی که به ما شده است، ما هیچ تمایلی به این خوشیها و دلخوشیها نداریم.
بکش کالا بکوی خودفروشانکه ما سودی از این کالا نداریم
هوش مصنوعی: بیا کالا را در دست خودفروشان بزن، چرا که ما از این کالا هیچ نفعی نمیبریم.
سری آشفته از سودای دیگرکه پروائی از این سودا نداریم
هوش مصنوعی: سری پر از افکار و خیالات جدید داریم، اما به این فکر و خیال فعلی اهمیت نمیدهیم.
بنادان سیم و زر شاید نهادنمگر جان و دل دانا نداریم
هوش مصنوعی: شاید بتوانیم طلا و نقره را در جای دیگری قرار دهیم، اما ما جان و دل آگاه و دانا نداریم.