شمارهٔ ۲۷۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات عمیق خود نسبت به معشوق را بیان میکند. او بخشی از دل خود را به زیبایی معشوق و بخشی دیگر را به خاطر خیال او سپرده است. شاعر در طول عمرش، عشق و وابستگیاش را به معشوق تقسیم کرده و حتی در دوری و فراق از او، به وصال و دیدار او امیدوار بوده است. او اشاره میکند که اگر روزی از زلف معشوق دلشکزید، دوباره به زیباییاش پناه خواهد برد. همچنین با اشاره به نقوش دل، از عشق و یاد معشوق در دلش سخن میگوید و نهایتاً با تشبیه به سکندر، تشنگیاش برای عشق و وصل معشوق را به آب زلال تعبیر میکند.
یک نیمه دل را به جمال تو سپردیمیک نیمه دل را بخیال تو سپردیم
هوش مصنوعی: ما نیمی از دلمان را به زیبایی تو واگذار کردیم و نیمی دیگر را به خیال و یاد تو سپردیم.
کردیم همه عمر مسلم بدو قسمتواندو بجمال و به خیال تو سپردیم
هوش مصنوعی: تمام عمر خود را وقف تو کردیم و زیبایی و خیال تو را به دل سپردیم.
از دست فراق تو اگر جان بسلامتبردیم، بامید وصال تو سپردیم
هوش مصنوعی: اگر در جدایی تو جانمان را هم از دست بدهیم، امیدمان به وصال و یکی شدن با توست.
یک روز گر از زلف تو دل باز گرفتیمروز دگرش باز بخال تو سپردیم
هوش مصنوعی: یک روز اگر از زلف تو دل برگردانیم، روز دیگر دوباره دل را به زیباییهای تو میسپاریم.
از حلقه جیم تو گرفتیم اگر دلبازش بهمان نقطه دال تو سپردیم
هوش مصنوعی: اگر دلمان را از حلقه جیم تو گرفتیم، به خاطر این است که در همان نقطه دال تو تسلیم شدیم.
بر لوح دل از نقش خیال تو مثالیکردیم ولی دل بمثال تو سپردیم
هوش مصنوعی: بر روی دل ما تصویری از خیال تو ایجاد کردیم، اما دل را به خود تو سپردیم.
ما تشنه لب ازخضر بمانند سکندرجان در هوس آب زلال تو سپردیم
هوش مصنوعی: ما مانند اسکندر، که در جستجوی آب زلال بود، با لبهای تشنه به دنبال آبی از خضر هستیم و روحمان را برای رسیدن به آن سپردیم.