شمارهٔ ۲۷۶
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به جشن و بزم مستی است. شاعر از معشوق خود میخواهد که بادهای بدهد تا بتوانند شب را در سروری و شادمانی بگذرانند. او اشاره میکند که امشب باید فارغ از فکر فردا و نگرانیها، تنها از لذت لحظهها بهره ببرند. شاعر به سرور و بیخبری افراد در حال مستی اشاره میکند و در نهایت میگوید که این مراسم به دور از جدیت و عبادت است و باید از قید و بندها آزاد بود. این شعر به شدت حس شادابی و زندگی بدون غم و اندوه را القا میکند.
خیز ای بت شنگول و بده باده که مستیموان بزم مهیا کن و آماده که مستیم
هوش مصنوعی: سر برخیز ای معشوق زیبا و بادهای به ما بده که ما در حال شادی و نشئهایم. به میهمانی ما بپرداز و همه چیز را برای شادی فراهم کن، زیرا ما سرمست هستیم.
امشب بده آن باده و فردا بسر کویبنگر همه را بی خبر افتاده که مستیم
هوش مصنوعی: امشب یک جرعه شراب بده و فردا به کوچه نگاه کن، خواهی دید که همه ناگهان غافل و بیخبر از حال خود افتادهاند و مست شدهاند.
زاندازه فزون تر مکن امشب که سزانیستبا من سخن ای ترک پریزاده که مستیم
هوش مصنوعی: امشب بیش از اندازه صحبت نکن، زیرا لزومی ندارد. ای دختر زیبای ترک، ما در حال مستی هستیم.
دل محفل ما بیخردان سخت بهش باشای کاشغری روی بت ساده که مستیم
هوش مصنوعی: دل ما در جمع بیخردان به شدت خوش است و آرزو میکنم که ای کاش، روی تو که همچون بت سادهای، مستی را به ما هدیه میدهد.
این کوی مغان است و بهر گوشه از این کویمستانه دومغ دست بهم داده که مستیم
هوش مصنوعی: این مکان از آنِ اهل معارف و درکهاست و در هر گوشهی آن، دو دست به هم دادهاند تا حالت مستی و سرخوشی را تجربه کنیم.
گردال شود قافیه در محفل ما نیستجای سخن از سبحه و سجاده که مستیم
هوش مصنوعی: در این محفل، جایی برای حرفهای معمولی و رایج نیست. ما در حال سرور و شادی هستیم و به مسایل معنوی و عبادت نمیپردازیم.
تا از قدح و جام می آلوده نگرددیک سو بنه این خرقه و لباده که مستیم
هوش مصنوعی: بیا این جام و قدح را کنار بگذار، چون ما مست و شیدا هستیم و این لباس و پوشش را نمیخواهیم که آلوده به شراب نگردد.