شمارهٔ ۲۹۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شروع صبح و تحولی که با آن به همراه است اشاره میکند. او از یارانش میخواهد که در این زمان، جشن و سرور برپا کنند و بزم را با نشاط تازهای آرایش دهند. او به دیر خوابیدن برخی و مستی دیگران اشاره میکند و میخواهد که همه را به مشارکت در این جشن دعوت کند. همچنین به زیباییهای ظاهری و باطنی اشاره میکند و میخواهد که زیباییها بیشتر و دلانگیزتر شوند. در نهایت، شاعر با دعوت به شور و نشاط، به اهمیت داشتن لحظات شاد در زندگی تأکید میکند.
وقت سحر آمد ، هله ترتیبِ سحر کن،آرایش این بزم بآئین دگر کن
هوش مصنوعی: زمان صبح دمیده است، بیا تا جشنی تازه برپا کنیم و زیبایی این محفل را به شیوهای نوین بیافرینیم.
یک نیمه بخوابند و دگر نیمه بمستییاران قدح کش همه را باز خبر کن
هوش مصنوعی: نیمی از شب را در خواب باش و نیمهی دیگر را با خوشی و شادمانی بگذران. دوستانی که مشغول نوشیدن هستند را خبر کن که در حال لذت بردن هستند و از شادی بهرهمند شوند.
آن تاج مکلل بگهر، باز بسر نهوان پیرهن دیبه زر تار، ببر کن
هوش مصنوعی: آن تاج زیبا که با جواهرات درخشان تزئین شده، دوباره بر سر بگذار و آن پیراهن زرین را نیز از تن بیرون بیاور.
آن زلف که آشفته شد از خواب شب دوشسرگشته و برگشته همه یک بدگر کن
هوش مصنوعی: زلفی که شب گذشته به هم ریخته بود، حالا به خاطر خواب و بیخبری، به هر گوشه و سمتی رفته و در هم پیچیده است.
ای کاشغری ترک نکو روی نکو خویدر کار می و جام، یکی نیک نظر کن
هوش مصنوعی: ای کاش که تو، ای ترک زیبا و خوشاخلاق، در مورد شراب و جام به خوبی یک بار دیگر نگاه کنی.
تو دوش سمَر گفتی و یاران همه خفتند،امروز بمستی همه را باز سمر کن
هوش مصنوعی: دیشب تو از حرفهای دلنشین و شیرینی گفتی و دوستانت هم خواب بودند، اکنون به حالت شاد و سرخوشی برگرد و همه را دوباره بیدار کن.
آنچهر که آراسته چون ماه دو هفته استهر هفته کُن از عشوه و آراسته تر کن
هوش مصنوعی: چهرهای که به زیبایی ماهی در نیمه ماه میماند، هر هفته باید با عشوه و زیبایی بیشتری خود را تزئین کند.
آن زلف نگونسار که وارونه کند کارپیچیده و آشفته تر و زیر و زبر کن
هوش مصنوعی: آن موی پریشان که کارها را به هم میریزد و همه چیز را به هم میزند و به هم میآورد.