شمارهٔ ۳۱۶
هوش مصنوعی: در این شعر، تصویر فردی مست و غافل از خویش به تصویر کشیده شده که بر روی زمین افتاده و سرش را روی خشت میگذارد. او در کنار درب میخانه نشسته و پا بر سر عقل خود نهاده است. شاعر به محبت و مقام درویش اشاره میکند که در قلبش آرامش دارد و نگران تشویش و مشکلات نیست. او با اشاره به شراب، به شیرینی آن و در عین حال به دسیسهها و مشکلات نهفته در آن اشاره میکند. در کل، شعر به تناقضات زندگی و عشق، همچنین به آرامش درونی در برابر مشکلات میپردازد.
آن مست ببین بی خبر از خویش فتادهخشت سر خم زیر سر خویش نهاده
هوش مصنوعی: ببین آن شخص مست را که بیخبر از خود، روی زمین افتاده و برای راحتی سرش، یک سنگ را زیر سرش گذاشته است.
سر بر در میخانه و لب بر لب میناپا بر سر عقل خرد اندیش نهاده
هوش مصنوعی: سر بر در میخانه نهادهام و لبم به لب مینا است، در این حال، پا بر سر عقل و خرد انداختهام. این بیانگر حالتی است که فرد در میخانه و در حال خوشگذرانی و لذت بردن از شراب و جلوههای زندگی است و به عمق فکر و عقل خود توجهی ندارد.
سلطان جهان است که از روی محبتسر بر قدم حضرت درویش نهاده
هوش مصنوعی: سلطان واقعی کسی است که با عشق و محبت سر خود را به نشانه احترام و ارادت بر پای درویش گذاشته است.
تشویش کجا در دل او راه نمایداو پای بفرق سر تشویش نهاده
هوش مصنوعی: نگرانی و اضطراب هیچگاه به دل او نفوذ نمیکند، چرا که او با یقین و اطمینان قدم بر میدارد و به آن فکر نمیکند.
زین شربت شیرین بمیالای دهانرازیرا که در این نوش، دو صد نیش نهاده
هوش مصنوعی: از این نوشیدنی شیرین به دهان بزن، زیرا در این شربت، دو صد زخم نهفته است.