شمارهٔ ۳۴۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف رابطه پیچیده و متناقض میان انسان و دشمنی که در وجودش احساس میکند میپردازد. او خود را به سلیمان تشبیه میکند و دشمنش را به اهریمن، نشاندهنده تقابل خوبی و بدی. شاعر به تنگناهایی که این دشمن در زندگیاش ایجاد کرده اشاره میکند و همچنین حس میکند که این دشمن همزمان منبع درد و رنج و نیز شفای اوست. در مجموع، شعر بیانگر پیچیدگیهای رابطه انسانی با شر و مصائبی است که در زندگی تجربه میکند.
ای تیره تن ما که بجان دشمن مائیمائیم سلیمان و تو اهریمن مائی
هوش مصنوعی: ای بدن تاریک و بدبخت، تو دشمنی که با ما در جنگی، ما مانند سلیمان هستیم و تو در حقیقت شیطانی.
تو گلخن مائی و عجبتر که غلط وارگوئیم که تو تنگ قفس، گلشن مائی
هوش مصنوعی: تو مانند گلی هستی که در میان آتش و دود وجود دارد، و جالب اینجاست که ما به اشتباه میگوییم تو در قفس کوچک محبوسی، در حالی که واقعاً تو یک گلستانی.
چون افعی پیچان سیه بر بسر گنجپیوسته تو بنشسته به پیرامن مائی
هوش مصنوعی: مانند افعی سیاه و پیچیده در دور گنج، تو همواره در اطراف ما حضور داری.
ما پیرهن خویش بدریم که تنگ استبر ما همه گیتی، که تو پیراهن مائی
هوش مصنوعی: ما لباس خود را میزنیم و پاره میکنیم، چون این دنیا به اندازهای برای ما تنگ شده که ما را به زحمت میاندازد، و تو خود آن لباسی هستی که ما به آن نیاز داریم.
آیا فتد آنروز که یکره بفشانیمدامان تو ای گرد که بر دامن مائی
هوش مصنوعی: آیا روزی خواهد رسید که ما به یکباره دامن تو را بیفشانیم، ای گامبر که بر دامن تو هستیم؟
روزی ز تو زائیم و سوی باب گرائیمای مام نکوهیده که آبستن مائی
هوش مصنوعی: روزی از تو متولد میشویم و به سمت پدر میرویم، ای مادر نکوهیده که در درون خود حامل هستی.
دردی و بلائی و شفائی و جفائیآخر چه بلائی نه مگر تو تن مائی
هوش مصنوعی: درد و رنج و درمان و دشمنی، همه اینها ناشی از تو هستند. در واقع، تمامی مشکلات و سختیها به خاطر وجود توست، تویی که پایه و اساس زندگیام را تشکیل میدهی.